تبليغاتX
پسر ایران زمین
پسر ایران زمین

رنگین کمان ازان کسانیست که تا آخرین لحظه در زیر قطرات باران بایستد

HOMEPAGE E-MAIL BLOGSKIN

پدر

پنجشنبه سیزدهم مهر 1385-23:23 -مرد پارسی زبان

چه روزهای در آغوشش می نشستم

 

چه روزها نوازش می کرد، مرا

 

چه روزهایی تا مدرسه میبرد، مرا

 

چه روزهایی می خواند از دلش برایم

 

چه روزهایی تا صبح به پایم می نشست

 

چه روزهایی می نواخت با ساز دلش ،برایم

 

چه روزها می خواند خاطراتش را برایم

 

چه روزها با شوقش  آموزش می داد ،رسم زندگی مرا

 

چه صبح ها می خواند تا بخوانم نمازم را

 

چه شب ها بود تا صبح بیدار بود ، می خواندنماز شب

 

چه شبها بود داستان زندگی میگفت برایم

 

چه شب و روز ها می فهمید احساس مرا

 

ولی افسوس خدایم مرا لایق داشتنش  ندانست

لینک ثابت |

پنجره

سه شنبه یازدهم مهر 1385-23:5 -مرد پارسی زبان

پنجره ام به تهی باز شد

 

ومن ویران شدم.

 

 

پرده نفس می کشید.

 

 

دیوار قیر اندود!

 

از میان برخیز.

 

پایان تلخ صداهای هوش ربا!

 

فرو ریز.

 

 

لذت خوابم می فشارد.

 

فراموشی می بارد.

 

پرده نفس می کشد:

 

شکوفه ی خوابم می پزمرد.

 

 

تا دوزخ ها بشکافند،

 

تا سایه ها بی پایان شوند،

 

تا نگاهم رها گردد،

 

در هم شکن بی جنبشی ات را

 

 

 

و از مرز هستی من بگذر

 

سیاه سرد بی تپش گنگ!

 

 

(سهراب سپهری)

لینک ثابت |

دیگر بی تو نیستم

دوشنبه دهم مهر 1385-23:49 -مرد پارسی زبان

نمی توانم  ،لحظه ای بدون تو بمانم

 

نمی توانم، تو را فاموش کنم

 

نمی توانم، تو را نخوانم

 

نمی توانم، به تو دلبسته نباشم

 

نمی توانم، دلم را تهی از  تو کنم

 

نمی توانم، بدون تو زندگی کنم

 

نمی توانم ،که تو نخواهم

 

نمی توانم، جانم نثار محبتت نکنم

 

نمی توانم، دوستت نداشته باشم

 

نمی توانم، چشمانت را فراموش کنم

 

نمی توانم، صدای دل انگیزت را از یاد ببرم

 

نمی توانم .......

 

نمی توانم............

 

نمی توانم............................

 

می دانی که نمی توانم ،زره از تو را با تمام دنیا عوض کنم

 

چون دوستت دارم

 

ای عشق،  دلم من را برای خود کرد

 

پس مرا هم مال خود کن

لینک ثابت |


تمام حقوق این قالب متعلق به Blogskin میباشد.





Powered by WebGozar