گریه ام از روی دل تنگی نیست از آن است که ،
چرا مرا به به چیزی که ارزش نداشت فروخت و رفت
یعنی واقعا من هیچ ارزشی نداشتم
یعنی عشق در این دنیا هیچ است
یعنی من ارزش نگاهی دوباره نداشتم
یعنی من مستحق مرگم
یعنی زیستن فقط ازان اوست
یعنی من هیچ حقی ندارم
یعنی مرگم برایش شاد کننده است
یعنی می داند دوستش دارم
یعنی می میرم
یعنی زندگی یک بار
یعنی برای همیشه خداحافظی کنم
یعنی خود را بدون او و در زیر خروارها خاک ببینم
یعنی خدایم مرا آرام نمی کند
یعنی خدا مرا فراموش کرده
یعنی میداند که دوستش داشتم و اور ا از من گرفت
یعنی دریا را در خود نیست کنم
یعنی هوا را تنفس نکنم
آه و ناله ام را شنیدی خدایا
خودت گفتی به دل شکستگان کمک می کنی
خودت گفتی من پناه بی کسانم
حالا من تنها ماندم
حال من دل از بنده ات شکسته
پس ....
کمکم کن تا روزی دوباره را آغاز کنم
دیگر قلب مریضم مرا یاری نمی کند
کمکم کن خدایا
کمکم کن ...
دیر دم است ...
صبح نزدیک است
متوسل می شوم به خودت ای که همه هستی از آن توست
التماس دعا